تبليغاتX
بسیج مظهر علم و قدرت

بسیج مظهر علم و قدرت

اگر در کشوری تفکر بسیجی طنین انداز شود آن کشور از خطرات دشمن مصون میماند. امام خمینی(ره)

سلام اخوی ادرس وبلاگ تغیر

 

کرده است و به وبلاگ جدیدی

 

تبدیل شده است.اگه مایلی به

 

وبلاگ جدید بیایی لینک زیر را

 

کلیک کن.

 

www.yebasiji.blogfa.com 

حتما بهمون سر بزن

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 19:21  توسط یه بسیجی  | 

سلام به تمامی بر وبچ اخوی.راستش گفتم یکم پیشرفت کنیم و نظر سنجی اونم از نوع اس ام اسی

بذاریم اگر مایلید شرکت کنید به پائین صفحه بروید و بروی نظر سنجی کلیک کنید.منتظر نظرات هستم

 

 

                                                                                            یاحق

+ نوشته شده در  شنبه سوم شهریور 1386ساعت 16:16  توسط یه بسیجی  | 

سلام بچه ها خسته نباشید امیدوارم حالتون خوب باشد.مطمئنم بعضی هاتون عاشق فوتبالید

پس اگر عاشق فوتبالید به این سایت زیبای بچه های فوتبال یه سری بزنید.البته من خودم نه از فوتبال

چیزی سر در می یارم نه از فوتبال خوشم میاد.

راستی این سایت ستاد مبارزه با مواد مخدر هم برید ضرر نکردید.سایت بدی نیست و مال پسر دایی

بنده هست.اگه میخواهید پیشگیری کنید به این سایت برید.

www.polece.blogfa.com

موفق باشید

یا حق

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 19:46  توسط یه بسیجی  | 

سلام متاسفانه برای اون قالب وبلاگ من مشکلی پیش اومد اما خوب این قالب هم قالب زیبایی

اما یه دفعه فکر نکنید سایت را اشتباه اومده باشید؟خوب عزیزان مطلبی را که میخواهید در نظرات

به من اعلام کنید.

 

یاحق

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 19:43  توسط یه بسیجی  | 

فطرس در جزیره نشسته بود او از این که بالهای خود را از دست داده

بود خیلی ناراحت بود اما انگار امروز مثل روزهای دیگر نبود.

زمین شاداب بود درختان خوشحال بودند و به هم تبریک میگفتند!!!

فطرس با خود گفت: امروز چه خبر است که همه جا شاداب است...

نا گهان صدایی شنید اری او جبرئیل است.

سلام جبرئیل به کجا میروی؟

سلام امروز فرزند علی(ع) بدنیا امد.

او نزد خدا خیلی محبوب است زیرا نام او حسین(ع) است تو نیز با من بیا.

و فطرس با جبرئیل رفت تا به خانه پیامبر رسیدند.

جبرئیل به فطرس گفت:فطرس بالهای خدا را به ان طفل بمال.

فطرس چنین کرد تا بالهای زیبایش به او باز گردانده شد.انگار بالها

زیبا تر از قبل شدند.

انقدر خوشحال بود که قسم خورد تا قیامت شیعیانی که به امام حسین

سلام میکنند. ان سلام را به امام حسین برساند.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 10:36  توسط یه بسیجی  | 

 

مرگ بر اسرائیل

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 23:4  توسط یه بسیجی  | 

عید مبعث را به تمامی مسلمانان و همچنین شیعیان واقعی تبریک میگویم.

اقرا باسم ربک الذی خلق01

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 15:49  توسط یه بسیجی  | 

سالی با شهدا


 بسم رب الشهدا

تقدیم  به سبکبالانی که زمین را لایق قدومشان ندانستند!

سلام

صدای من را از هزاران متر زیر پایتان میشنوید

البته اگر بخواهید به صدای ما گنهکاران گوش بسپارید!

اینجا زمین است

کره ای از خاک

و ما انسهانهای خاکی دلبسته وجب به وجبش هستیم!

چنر روزی است که از سفر به جبهه های جبوب گذشته است

فقط چند روز!
آنقدر بی اراده شده ایم که همین چند روز هم نتوانستیم به قول و قراری که با شما در قتلگاهتان گذاشتیم عمل کنیم!

فقط چند روز...!

بگذریم...میدانم این حرفها بسیار تکراری شده است....خوب میدانم!

وقتی پا در دوکوهه گذاشتم یک بار دیگر احساس کردم که در کربلا قدم میزنم

وقتی ساختمانهای دوکوهه را میدیم با خود میگفتم چقدر هوای اینجا شبیه آسمان بین الحرمین است



حسینیه حاج همت بوی خیمگاه ارباب را میداد

و حوض روبه رویش صدای امواج فرات!

اما قتلگاه را در دوکوهه نیافتم!!!

ولی... در فکه پیدایش کردم!

فکه قتلگاه عشاق است

و سکوی پرواز!

ای شهدا...

خوب میدانید که خاک فکه بسیار داغ و سوزان است و شن های رونده اش میتواند در چند دقیقه انسانی را زیر خود پنهان کند




هنوز بوی شما را از زیر خاکهایش استشمام میکردیم

و خجالت میکشیدیم که با کفش پا روی خاکش بگذاریم

آخر این خاک بوی خون میدهد

بوی خون یاران خمینی!

چه سرزمین عجیبی است!

هنوز کسانی که آرزوی شهادت دارند در فکه به وصال میرسند



و  عجب انس عجیبی است میان فکه و دوکوهه!

ای عشاق مجنون

در این سرزمین ها به دنبال چه بودید که هیچگاه نه از گرمایش نالان شدید و نه از سرمایش لرزان!

نمیدانم به ما سر زدید یا نه!

اما رسم مهمان نوازی نیست که پس از آمدن کیلومترها راه ما را  تحویل نگیرید

آمدیم تا عیدمان را کنار شما باشیم

تا شاید...

امسال مانند سال قبل به پایان نرسد

ولی میدانم ... خوب میدانم که ما را نگاه میکردید و جواب سلاممان را میدادید

آخر پدر و مادران شما هم بین ما بودند

آمده بودند تا شاید گلهایشان را در فصل شکوفه پیدا کنند

و سال نو را به عزیزانشان تبریک گویند

ای شهدا..

ما باز هم آمدیم

و باز به عهدی که با شما بستیم عمل نمودیم

حال ...

نوبت شماست که به عهدتان وفا کنید

بسم الله

 

((علمدار))

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 15:37  توسط یه بسیجی  | 

امروز براتون خاطره ای خیلی قـشنگ گذاشتم خاطـره ای خــنده دار از

جبهه.خداییش حیفه اینو بخونی اما نظر ندی.

 

درس خمپاره

کلاس آموزش رزمي داشتيم. درس خمپاره و انواع آن. مربي يکي از آنها را بالا گرفته بود و توضيح مي داد:

اينکه مي بينيد، اينقدر شازده است و مؤدب و سر به زير، جناب خمپاره 120 است. خيلي آقاست. وقتي مي آيد پيشاپيش خبر مي کند، پيک مي فرستد، سوت مي زند که برادر سرت را ببر داخل سنگر من آمدم، خورد و مرد پاي من نيست، نگوييد نگفتيد!

سپس آن را گذاشت زمين و خمپاره ديگري را برداشت و گفت: اين هم که فکر مي کنم معرف حضور آقايان هست. نيازي به توضيح ندارد، کسي که او را نمي شناسد خواجه شيراز است. همه جا جلوتر از شما و پشت سر شما در خدمتگزاري حاضر است. شرفياب که مي شوند محضرتان به عرض ملوکانه مي رسانند منتها ديگر فرصت نمي دهند که شما به زحمت بيفتيد و اين طرف و آن طرف دنبال سوراخ موش بگرديد! با اسکورتشان همزمان مي رسند.

نوبت به خمپاره 60 رسيد، خمپاره اي نقلي و تو دل برو، خجالتي، با حجب حياء، آرام و بي سر و صدا. دلت مي خواست آن را درسته قورت بدهي. اينقدر شيرين و مليح بود: بله، اين هم حضرت والا «شيخ اجل»، «اگر منو گرفتي»، «سر بزنگاه»، «خمپاره جيبي» خودمان 60 عزيز است. عادت عجيبي دارد، اهل هيچ تشريفاتي نيست. اصلاً نمي فهمي کي مي آيد کي مي رود. يک وقت دست مي کني در جيبت تخمه آفتابگردان برداري مي بيني، اِ آنجاست! مرد عمل است. بر عکس سايرين اهل شعار نيست. کاري را که نکرده نمي گويد که کرده ام. مي گويد ما وظيفه مان را انجام مي دهيم، بعداً خود به خود خبرش منتشر مي شود. هياهو نمي کند که من مي خواهم بيايم. يا در راه هستم و تا چند لحظه ديگر مي رسم. مي گويد کار است ديگر آمد و نشد بيايم، چرا حرف پيش بزنيم براي همين شما هيچ وقت نمي توانيد از وجود و حضور او با خبر بشويد. اول مي گويد بمب! بعد معلوم مي شود خمپاره 60 بوده است.راستی برادر ها بعد این درس نظر یادتون نره.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 16:10  توسط یه بسیجی  | 

دوران کودکيدوران سربازي

دوران معلميفعاليت هاي پس از پيروزي انقلاب

نقش شهيد در کردستان و مقابله با ضد انقلابشهيد همت و دفاع مقدس

ويژگي هاي برجسته شهيدنحوه شهادت

دوران کودکيبه روز 12 فروردين  سال 1334 هـ.ش در شهرضا در خانواده مستضعف و متدين بدنيا آمد.....   بقیه را در ادامه مطلب مطالعه کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 15:56  توسط یه بسیجی  |